|
خبری،فرهنگی،اجتماعی،هنری،رایانه،نرم افزار، آموزش
|
|
|
|
||||
" />
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:21 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برگرفته از سايت: http://www.cinemaema.com
لاكردار، اگر بدوني هنوز چهقدر دوستت دارم ما حسنينسب: چه خبر بيمزهاي... امروز صبح خيليها با تلفن و اساماس خبر رساندند كه حميد هامون مرده است. به همهشان جواب دادم كه اشتباه ميكنيد، شايد تا ته قصه را نديديد، مگر علي عابديني با تور ماهيگيري هامون را از دريا برنگرداند؟ و اين جادي سينما بود كه حتي ميتوانست عزيز عزيزانمان را از دل درياي توقاني برگرداند. واقعيت اما انگار اينقدر دستودلباز و سخاوتمند نيست. اينبار خسرو خوبان به دريا زد و برنگشت. به قول خودش در فيلم «پريم در جواب دليل مرگ برادرش گفت:«روحش اونقدر بزرگ شده بود كه جسمش توانايي نگهدارياش رو نداشت». خسروشكيبايي هم قطعاً همينطور بود.در طول اين سالها سه بار فرصتي نصيبم شد تا با بازيگر بزرگ سرزمينم همكلام شوم و گفتوگو كنم. هر سه شيرين و جذاب و دلپذير، جوري كه حتي يادآورياش هم حالم را دگرگون ميكند... هر چه هست، هنوز هم تصور ميكنيم علي عابديني خسرو شكيبايي را از دريا برگردانده و بهترين شخصيت تاريخ سينماي ايران جايي گوشه و كنار اين شهر بزرگ حضور دارد. اگر هم نيست، در فيلمها و نقشهايي كه بازي كرد، ماندگار شد و جاودانگي رازش را با او در ميان گذاشت. اين گفتوگو به مناسبت برگزيدهشدن شكيباي فقيد در نقش حميد هامون به عنوان بهترين شخصيت تاريخ سينماي ايران انجام شد. حس و حال گفتوگو و شيوه نقل خاطرههاي شكيبايي خاطرات عزيزم هستند و خواهند بود، گرچه حالا حتي با خواندن مقدمهاش هم بغضم ميتركد. مقدمه: اين گفتوگويي است براي همه
آنها كه حميد هامون يك روزي در زندگي شان سرك كشيد، و ماندگار شد. همه
آنهايي كه جملههاي هامون ورد زبانشان شد و حركات و اداهايش را تمرين
كردند، آنها كه جلسههاي هامونخواني داشتند و همه ديالوگهاي فيلم را از
حفظ بودند و برايشان افت داشت جملهاي را اشتباه نقل كنند، چون صداي فرياد
بقيه درمي امد؛ يكي هامون مي شد يكي دبيري، آنوقت يك دور كه تمام شد
دوباره از اول؛ حالا اونجا رو بريم كه مهشيد ميگه تو رو ديگه دوست ندارم
...( يادش به خير).
- در رابطه با همين موضوع بايد گفت كه انتخاب
درست بازيگرهاي مقابل و بده بستان اينها براي به بار نشستن آن ريتم پينگ
پنگي ديالوگ ها خيلي در جذابيت و ضرباهنگ نهايي تك تك صحنهها و كليت
فيلم موثر بوده است. در اين باره هم كمي از فضاي پشتصحنه و بازيگرهاي
ديگر فيلم بگوييد. - اتفاقا صحنههاي دونفره شما و انتظامي از جذابترين بخشهاي فيلم است. - ... اين زن، اين زن سهم منه، حق منه، عشق منه. من طلاق نمي دم. - ميخواهم فلاش بكي بزنيم به اجراي آن نمايش
خانم هايده حائري كه باعث شد مهرجويي شما را ببيند و براي اين نقش انتخاب
شويد. گويا دئر آن نقش گريم متفاوتي هم داشتهايد و صورتتان سفيد بوده. در
اين مورد چيزي خاطرتان هست؟ - يادتان هست آنموقع به مهرجويي چه جملهاي گفتيد؟ - انگار گفته بوديد كه آقا، ما رو فراموش كردين. - به سينماي مهرجويي علاقه داشتيد و كارهايش را پيگيري مي كرديد؟ + بعد از ماجراي آن شب مهرجويي مرا دعوت كرد خانهاش ، از من چندتاعكس گرفت و فيلمنامه را داد كه بخوانم. البته هنوز فيلمنامه كاملي وجود نداشت و ديالوگ نويسي هم نشده بود؛ در اين حد كه مثلا هامون مي رود فلان جا و درباره اين موضوف با فلاني حزف مي زند. آن موقع جستهگريخته شنيده بودم كه اين فيلمنامه را مهرجويي به خيليها نشان داده و كسي جرات نكرده تهيهكنندگي اش را برعهده بگيرد
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:49 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منبع" خبرگزاری مهر "
پیکر مرحوم خسرو شکیبایی صبح امروز با حضور اقشار مختلف مردم و هنرمندان سینما از مقابل تالار وحدت تشییع شد.
عکس/ سجاد صفری
عکس/ سجاد صفری منبع" خبرگزاری مهر "
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 14:16 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران رضا كيانيان در نامهاي خطاب به خسرو شكيبايي نوشته است: هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. اين بازيگر سينما و تئاتر ايران در پي درگذشت خسرو شكيبايي در نوشتاري كه در اختيار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار داده، آورده است: «سلام خسرو جان بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي! دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست. فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي! يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود. آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي. من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم. بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم. يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما. ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور. پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته. من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني. دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه. البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك. ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن. ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه. ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه. به اميد ديدار» رضا كيانيان
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 13:57 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مینو صابریخسروشکیبایی بازیگر توانمند سینما تاتر و تلویزیون صبح روز جمعه در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.جمع کثیری از هنرمندان و مردم با شنیدن این خبر در بیمارستان پارسیان حضور پیدا کردند و پس از ساعتی به منزل خسروشکیبایی رفتند. پویا شکیبایی فرزند خسروشکیبایی در بارهی درگذشت پدرش گفت:
همسر خسروشکیبایی به دلیل تالمات روحی قادر به صحبت کردن نبود و آرام اشک میریخت. به گفته پویا شکیبایی، مراسم تشیع پیکر خسرو شکیبایی ساعت نه صبح یکشنبه از مقابل تالار وحدت آغاز خواهد شد. در مجلسی که در خانهی خسرو شکیبایی برپا بود از برخی هنرمندان سوال کردم:
داوود رشیدی بازیگر سینما و تاتر و تلویزیون با چشمان اشکبار گفت: امین تارخ بازیگر تاتر و سینما و تلویزیون که سخنگوی خانهی سینما هم
هست، سعی داشت احساساتش را کنترل کند و به ساماندهی کارهای مجلس بپردازد
در پاسخ به این سوال گفت: شصت و چهار سال عمر از خدا گرفت اما اگر شصت و چهار سال دیگر عمر میگرفت این بهترین هدیه بود که به ملت داده میشد و مطمئنا ما را با آثار ماندگارتر و فراموش نشدنیتری روبرو میکرد. حسرت من این است که تازه الآن وقت آن بود که خسرو شکوفاتر شود، تازه وقت آن بود که از حضورش غیر از بازیگری استفاده های دگرگونهای بشود در عرصهی آموزش و انتقال تجربیاتش و... به هر حال متاسفم.» حسن پورشیرازی بازیگر تاتر،سینما و تلویزیون در حالی که نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد گفت:
شما خسرو شکیبایی را چطور تعریف میکنید؟ برگرفته از: http://radiozamaaneh.com
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:46 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
خسرو شکیبایی، بازیگر سرشناس تئاتر، سینما و تلویزیون در ایران در اثر عارضه قلبی درگذشت.
بامداد روز جمعه، 18 ژوئیه (28 تیر)، گزارش شد که خسرو شکیبایی در سن شصت و چهار سالگی بر اثر سکته قلبی در بیمارستان پارسیان تهران از دنیا رفت. بر اساس آخرین خبرها، او چندی پیش به علت بیماری قند در بیمارستان بستری شده بود. شکیبایی با تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا وارد عرصه هنر شد و سال ها در زمینه تئاتر فعالیت می کرد تا این که مسعود کیمیایی در سال ۱۳۶۱ با انتخاب او برای نقشی کوتاه در فیلم خط قرمز او را به دنیای سینما کشاندشکیبایی پس از خط قرمز در فیلم های دیگری چون رابطه یا دزد و نویسنده ظاهر شد اما علی رغم بازی خوبش چندان دیده نشد تا این که داریوش مهرجویی او را برای ایفای نقش اول در فیلم هامون انتخاب کرد. هامون نقطه عطف زندگی حرفه ای خسرو شکیبایی محسوب می شود. او با بازی در نقش حمید هامون یکی از ماندگارترین نقش های تاریخ سینمای ایران را رقم زد. نقشی که بعدها نیز او را در قالب های مختلف تکرار کرد و نتوانست از آن جدا شود. فهرست فیلم های خسرو شکیبایی پس از هامون فهرست بلندی است که در میان آن ها کیمیا ساخته احمدرضا درویش و کاغذ بی خط با کارگردانی ناصر تقوایی آثاری هستند که شکیبایی در آنها هنرمندانه ایفای نقش کرد و قدرت بازیگری اش را به رخ کشید. او چندی پیش نیز با بازی در اتوبوس شب ، آخرین ساخته کیومرث پوراحمد دوباره توانست مخاطبان سینما را شیفته بازی خود کند. این بازیگر دو بار توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به خاطر فیلم های هامون و کیمیا به خانه ببرد و همچنین سه بار نامزد سیمرغ بلورین برای فیلم های یکبار برای همیشه ، سایه به سایه و کاغذ بی خط شد. علاوه بر سینما شکیبایی در تلویزیون نیز نقش های ماندگاری را ایفا کرد. از جمله سریال هایی که شکیبایی در آن به ایفای نقش پرداخت می توان به مدرس، کوچک جنگلی، تهران ۵۳، روزی روزگاری و خانهی سبز اشاره کرد. پنجهی عدالت، زیر گذر لوطی صالح، تراژدی کسری، هنگامهی شیرین وصال، بلیت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صیادان، با خشم به یاد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همهی پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل برافشانیم نیز از جمله نمایش هایی هستند که شکیبایی در آنها حضور داشت. او همچنین مجموعه ای از اشعار شاعران معاصر ایران همچون علی صالحی، سهراب سپهری و عبدالرضا ملکیان را دکلمه کرده بود که منتشر شده است.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:6 توسط پیمان
|
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
همدم نوجواني و جواني ام. افتخار دوران. حال كه نيستي برايت مديحه سرايي مي كنم. حتي در ايران هم نيستم تا در مراسم خاكسپاري ات شركت كنم. همانند خاكسپاري شاملوي بزرگ.
چه زود ... چه ناگهاني ... چه دردناك. بارالها ... در اين شهر مقدس مكه شايد صدايم رساتر باشد. از تو ميخواهم كه اين هنرمند بزرگ، خسرو شكيبايي، مرد نيك سيرت و خوش سرشت را با خوبان و نيكان خويش محشور سازي و درهاي رحمت و مغفرت خويش را بر روي او باز كني. براي تسكين درد خود و رحمت براي تو فاتحه اي ميفرستم. خدانگهدارت بيش از پيش...
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:4 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
تست خودشناسی فرویداین یک تست روانشناسی است که توسط زیگموند فروید طراحی شده. فرض کنید در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد. 1. تلفن زنگ میزنه. 2. بچه تان گریه می کنه. 3. یکی داره در خونه رو میزنه و صداتون می کنه. 4. لباس ها رو بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون می گیره. 5. شیر آب رو در آشپزخانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز می شه. خب، حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام می دید؟ یعنی از شماره 1 تا 5 رو با چه الویتی انجام می دید؟ اولویت های خود را تعیین کنید و برای تحلیلش ادامه مطلب رو ببینید... زیگموند فروید زیگموند فروید یکی از بارزترین شخصیتهای علمی قرن بیستم است. که در 6 ماه مه 1856 به دنیا آمد و در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت. او اتریشی بود و از بنیانگذاران دانشکده روانپزشکی. بیشترین شهرت فروید مربوط به کار های او در زمینه روانشناسی تمایلات جنسی، رویا ها و ضمیر ناخودآگاه است. او به عنوان پدر علم روان تحلیل گری شناخته می شود. و اما موارد بالا هر یک از 5 مورد بالا نشون دهنده یکی از جنبه های زندگی شماست. 1. زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست. 2. گریه بچه، نشون دهنده خانواده است. 3. زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست. 4. لباس ها، نشون دهنده دوستان شماست. 5. سر رفتن آب، نشون دهنده میل جنسی (sex) هستش. ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:34 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در مجموعه آفيس اين امكان به شما داده شده است كه متن را ويرايش كنيد و
اكثر دستورات آن در كليك سمت راست شما قرار دارد ، پس به اين صورت امتحان
كن .
1- ابتدا متن مورد نظر را Select كن ( هاي لايت كن ) كل متن را بايد انتخاب كني 2- سپس روي Select كليك سمت راست كن 3- گزينه ...ّFont را انتخاب كن 4- در باكس باز شده 3 تَب داريد به نامهاي Font Charecter Text efect شما گزينه Carecter را انتخاب كن 5- ار منوي افتادني Scale درصد مورد نظر را انتخاب كن . به همين راحتي ضمناً تَب هاي ديگر را هم نگاه كن در آيده به دردت ميخورد . ارادتمند مشفق
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:46 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این روزها ما بیشتر وقتمان را پشت میز کار و خیره به صفحه مانیتور کامپیوتر
میگذرانیم. در این ساعات مجبورید پشت تلفن با مشتری ها صحبت کنید، ایمیل ها را
بخوانید، گزارش هایتان را تایپ کنید، یا یک پروژه را ارزیابی کنید. اینکه
مجبورید اینهمه کار را باهم انجام دهید به این معنی نیست که نمی توانید چند دقیقه
ای هم در روز برای خودتان وقت بگذارید.
ورزش های ساده ای هست که می توانید نشسته پشت میز کار یا ایستاده کنار آن انجام دهید. این ورزش ها به شما کمک میکند گردش خونتان را تقویت کنید تا ذهنتان هوشیارتر شود و هم بازده کاریتان و هم اعتماد به نفستان افزایش یابد. این ورزش بخصوص یک حرکت اصلاحی از تمرینات پیلاتس است که قدرت عضلات شکم و کمر شما را تقویت می کند. صاف بنشینید، به صورتیکه شانه ها کاملاً ریلکس باشند. سپس روی نافتان تمرکز کنید، یک نفس عمیق داخل ریه بکشید و با تجسم اینکه نافتان را به سمت پایین یعنی به سمت کف صندلی هل می دهید، نفس را بیرون دهید. همانطور که آرام نفس می کشید شکم را به همان وضعیت نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه به همان وضعیت بمانید. اگر این حرکت را فقط روزی 3 مرتبه انجام دهید مطمئن باشید که بعد از یک هفته تفاوت ایجاد شده را احساس می کنید. تمرینات کِگِل (Kegel) را هم می توانید بدون اینکه همکارانتان متوجه شوند انجام دهید. می توانید با کشیدن عضلات لگن خاصره به سمت بالا در عین تو کشیدن و سفت کردن عضلات شکم این تمرینات را انجام دهید. این احساس باید به شما دست بدهد که انگار می خواهید ادرارتان را نگه دارید. سعی کنید تا 10 ثانیه این وضعیت را نگه دارید و این حرکت را نیز حداقل سه مرتبه در روز انجام دهید. روی دستها و بازوهایتان هم کار کنید. این تمرین قدرتتان را بیشتر کرده، گردش خونتان را تقویت می کند و میزان هوشیاریتان را نیز ارتقاء می بخشد. توپ های فشاری هم برای تسکین استرس و هم برای قوی کردن دست ها تمرین بسیار خوبی است. وقتی مشغول صحبت با تلفن هستید، با مشتریانتان حرف می زنید، یا فکر میکنید، این تمرین را انجام دهید. همچنین می توانید از وزنه های سبک برای تقویت عضلات جلوبازوی خود استفاده کنید. این حرکت ها را فقط یک مرتبه در روز (2 ست 10 تکرار) و سه مرتبه در هفته انجام دهید. از وزنه مخصوص پا هم می توان بعنوان یک حرکت اصلاحی دیگر برای عضلات جلوبازو استفاده کرد. می توانید از آن در حالت نشسته برای تقویت عضلات جلوپا و پشت پا استفاده کنید. در حالت نشسته یک پا را بالا بیاورید، آن را مستقیم بالا بیاورید و بعد پایین ببرید. این حرکت را در 3 ست 10 تکرار برای هر پا انجام دهید. در تمرین دیگر، پایتان را بالا آورده و با تمام قدرت و فشار به عقب هل داده و بعد پایین ببرید. از همه مهمتر، حرکات کششی را فراموش نکنید. ممکن است باعث شود همکارانتان متعجب به شما نگاه کنند اما وقتی بازده کارتان بالا رود و مثل بقیه پشت میز چرت نزنید، خیلی زود می بینید که آنها هم از روی شما تقلید می کنند. حرکت کششی هم فشار وارد بر عضلات را تسکین می دهد و هم گردش خون را در بدنتان تقویت میکند. حرکت کششی مخصوص دونده ها را می توانید با ایستادن کنار دیوار انجام دهید. دست ها را روی دیوار قرار داده و پاها را عقب ببرید. پشتتان را کاملاً صاف نگه داشته، به سمت دیوار خم شوید و وزنتان را روی دست هایتان بیندازید. برای انجام حرکات کششی مربوط به گردن، صاف روی صندلیتان بنشینید، به آرامی گردنتان را به هر چهار طرف اصلی بگردانید: اول به جلو، بعد به عقب، بعد به راست و بعد به چپ. در هر طرف حداقل 10 ثانیه مکث کنید. حرکات کششی شانه ها و دست ها را با بلند کردن یک دست درست بالا سر و بعد مشت کردن آن به صورتیکه شست بیرون باشد، انجام دهید. مشت را رها کنید و دوباره مشت کنید. این حرکت را 5 مرتبه برای همان دست انجام دهید و بعد دستتان را عوض کنید. در محل کار از صندلی استفاده کنید که کاملاً استاندارد میز کامپیوتر باشد تا عضلات در حالت تعادل قرار گیرند و هیچ صدمه ای به کمر و گردتان وارد نشود. برگرفته از سایت www.mardoman.com
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:26 توسط پیمان
|
|
|||||
|
|||||